شب اول ک رسما له
هاستل وسط شهر، دم مترو موزِی (خود موزِی ساختمونه خیلی
خوشگلی داره پر نرده های ستون دار..) بعد از هاستل گشنه و نالون
غذای محلی میچسبه
- غذای محلی ی رستوران محلی بود اسمش دِمینکا ازین ساختمون
رنگی های اونجا سبزش
توش شلوغ همه نشسته بودن اب جو میخوردن
ی اب جوی معروف داره با شیرها میریزن میدن خلق
ماهم غذای محلی گولاش با بیف سفارش دادیم
غذای گولاشش شبیهخورشت قیمه ما بود ولی با نون میخوردن
بعد اون ی سوپر مارکت پیدا کردیم تا ۱۱ شب مثنکه باز بود
اسمش tesco بود ازش اب خریدیم و خرت و پرت
برچسب:
نویسنده: یوسف اکبری